تا زمانی که معاملات الگوریتمی وجود داشته، مردم پیشبینی کردهاند که معاملهگران در نهایت منسوخ خواهند شد. هر پیشرفت بزرگ در اتوماسیون به نظر میرسد همان بحث را دوباره زنده میکند: اگر الگوریتمها میتوانند بازارها را تحلیل کنند، معاملات را اجرا کنند و سریعتر از هر انسانی واکنش نشان دهند، چه نقشی برای معاملهگر باقی میماند؟
در نگاه اول، این سؤال منطقی به نظر میرسد. بازارهای مالی در دو دهه گذشته به طور فزایندهای خودکار شدهاند. در بسیاری از داراییها، درصد قابل توجهی از حجم معاملات اکنون توسط الگوریتمها هدایت میشود. تالارهای معاملاتی که زمانی پر از کارگزاران فریادزن بود، عمدتاً جای خود را به سرورها، مراکز داده و سیستمهای نرمافزاری داده که با سرعتی در حد میلیثانیه عمل میکنند.
با این حال، علیرغم تمام این تغییرات فناورانه، معاملهگران ناپدید نشدهاند.
دلیل ساده است: خود این روایت معیوب است. معاملات الگوریتمی جایگزین معاملهگران نمیشود. بلکه جایگزین وظایف خاصی میشود که انسانها هرگز در آنها به ویژه مهارت نداشتهاند.
وقتی مردم به معاملات فکر میکنند، اغلب تصمیمگیری سریع و اجرای برقآسا را تصور میکنند. در واقع، اینها تواناییهای منحصراً انسانی نیستند. انسانها در درک زمینه، انطباق با اطلاعات جدید، زیر سؤال بردن فرضیات و اتخاذ تصمیمات قضاوتی در محیطهای نامطمئن برتری دارند. آنچه برای ما کمتر مناسب است، نظارت همزمان بر هزاران نقطه داده، واکنش به تغییرات بازار در کسری از ثانیه، یا اجرای فرآیند یکسان با ثبات کامل در دورههای طولانی است.
ظهور معاملات الگوریتمی این تمایز را آشکار کرد. به جای از بین بردن نیاز به معاملهگران، محل خلق ارزش انسانی را تغییر داد. نتیجه نه بازاری است که کاملاً توسط ماشینها اداره شود، بلکه بازاری است که در آن انسانها و فناوری به طور فزایندهای بر بخشهای مختلف یک مشکل یکسان متمرکز هستند.
تمایلی وجود دارد که گذشته را رمانتیک کنیم و تصور کنیم که معامله روزگاری یک هنر کاملاً انسانی بود که با غریزه و تجربه هدایت میشد. در حالی که تجربه همیشه اهمیت داشته، بسیاری از فعالیتهای روزمره مرتبط با معامله تکراری، مکانیکی و در معرض خطای انسانی بودند.
در نظر بگیرید که بازارهای مدرن چه میطلبند. قیمتها دائماً حرکت میکنند. اخبار فوری منتقل میشوند. انتشار دادههای اقتصادی، گزارشهای درآمدی، تحولات ژئوپلیتیک و تغییرات احساسات همه در زمان واقعی بر قیمت داراییها تأثیر میگذارند. معاملهگری که سعی میکند هر متغیر مرتبط را به صورت دستی رصد کند، پیش از شروع روز در موضع ضعف قرار دارد.
الگوریتمها، در مقابل، دقیقاً برای این نوع محیط ساخته شدهاند. میتوانند حجم وسیعی از اطلاعات را همزمان پردازش کنند، چندین بازار را یکباره اسکن کنند و اقدامات از پیش تعریف شده را بدون تردید اجرا کنند. حواسشان پرت نمیشود. بعد از یک جلسه معاملاتی طولانی خسته نمیشوند. بعد از یک سری ضرر تردید نمیکنند.
شاید مهمتر از همه، آنها ثابت هستند.
یکی از بزرگترین چالشهای معامله هرگز ندانستن چه کاری باید انجام داد نبوده است. بلکه انجام همان کار به طور مکرر در شرایط عاطفی متغیر است. یک استراتژی ممکن است در تئوری کاملاً کار کند، اما ترس، اعتماد به نفس بیش از حد، بیحوصلگی یا ناامیدی میتواند باعث شود معاملهگر آن را در بدترین لحظه ممکن رها کند.
الگوریتمها بخش زیادی از آن تغییرپذیری را حذف میکنند. دستورالعملها را دقیقاً همانطور که طراحی شده اجرا میکنند، صرف نظر از اینکه بازارها آرام باشند یا آشفته.
این به این معنا نیست که الگوریتمها ذاتاً باهوشتر از انسانها هستند. به سادگی به این معناست که برای وظایف مربوط به سرعت، تکرار و مقیاس مناسبترند. هرچه بازارها بیشتر به سمت آن الزامات تکامل یافتند، اتوماسیون اجتنابناپذیرتر شد.
ظهور معاملات الگوریتمی واقعاً داستانی درباره الگوریتمها به تنهایی نیست. داستانی درباره زیرساخت است.
وقتی مردم درباره معاملات خودکار میشنوند، اغلب بر استراتژی تمرکز میکنند — مدلی که حرکتهای قیمت را پیشبینی میکند یا فرصتها را شناسایی میکند. اما پشت هر استراتژی موفق، یک پشته فناوری بسیار بزرگتری قرار دارد که تعیین میکند آیا آن استراتژی میتواند در شرایط واقعی به طور مؤثر عمل کند یا خیر.
اینجاست که توسعه نرمافزار معاملات الگوریتمی به آرامی به یکی از مهمترین اجزای امور مالی مدرن تبدیل میشود.
یک استراتژی معاملاتی میتواند روی کاغذ درخشان به نظر برسد اما در عمل شکست بخورد اگر نرمافزار پشتیبان آن نتواند دادههای بازار را به کارآمدی پردازش کند، ریسک را به درستی مدیریت کند یا سفارشات را در دورههای نوسانات به طور قابل اطمینان اجرا کند. در نتیجه، معامله به طور فزایندهای به یک مشکل سیستمی تبدیل شده تا صرفاً یک مشکل پیشبینی.
این تغییر از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا دسترسی به اطلاعات بیشتر دموکراتیزه میشود. دادههایی که زمانی فقط برای مؤسسات بزرگ در دسترس بود، اکنون توسط طیف گستردهتری از فعالان بازار قابل دسترسی است. ابزارهای تحلیلی پیچیدهتر و در دسترستر شدهاند. در بسیاری از موارد، تفاوت بین شرکتکنندگان دیگر این نیست که چه کسی ایده دارد، بلکه چه کسی میتواند آن ایده را مؤثرتر عملیاتی کند.
این به این معنا نیست که نرمافزار جایگزین تخصص انسانی میشود. در بسیاری از جهات، عکس آن اتفاق میافتد. با خودکار شدن فزاینده اجرا، تخصص انسانی در حوزههایی مانند طراحی استراتژی، توسعه سیستم، مدیریت ریسک و تفسیر بازار متمرکز میشود.
تمرکز از اتخاذ تصمیمات فردی به طراحی سیستمهای تصمیمگیری بهتر تغییر کرده است.
یکی از جالبترین پیامدهای معاملات الگوریتمی این است که ماهیت نقش معاملهگر را تغییر داده است.
یک نسل پیش، یک معاملهگر ممکن بود بخش زیادی از روز را صرف نظارت بر بازارها و اجرای دستی پوزیشنها کند. امروزه، بسیاری از متخصصان وقت بیشتری را صرف ارزیابی دادهها، اصلاح استراتژیها، آزمایش فرضیات و ارزیابی ریسکها میکنند تا خودشان معاملات انجام دهند.
به عبارت دیگر، شغل به بالادست منتقل شده است.
معاملهگران به جای عمل کردن به عنوان اپراتور، به طور فزایندهای به عنوان طراح عمل میکنند. نقش آنها تعیین این است که سیستم باید چه کاری انجام دهد، تحت چه شرایطی باید آن را انجام دهد و چگونه عملکردش در طول زمان باید ارزیابی شود.
این تغییر یک الگوی گستردهتری را منعکس میکند که هر بار که اتوماسیون وارد یک حرفه میشود ظاهر میشود. جنبههای معمول کار ابتدا خودکار میشوند، در حالی که مسئولیتهای باقیمانده استراتژیکتر میشوند.
همین اتفاق در بازارهای مالی در حال وقوع است.
فناوری نیاز به اجرای دستی را کاهش داده، اما اهمیت درک اینکه چرا معاملات در وهله اول انجام میشوند را افزایش داده است. سؤالات مربوط به ساختار بازار، ساخت پورتفولیو، ریسک و شرایط اقتصادی در حال تغییر همچنان نگرانیهای عمیقاً انسانی هستند.
بازارها محیطهای ایستا نیستند. استراتژیهایی که دیروز کار میکردند ممکن است فردا کار نکنند. مقررات جدید ظاهر میشوند. رویدادهای غیرمنتظره رفتار سرمایهگذاران را شکل میدهند. کل صنایع میتوانند در عرض چند سال متحول شوند.
الگوریتمها میتوانند یک استراتژی را به کارآمدی اجرا کنند، اما انسانها هنوز نقش مهمی در تعیین اینکه آیا آن استراتژی مرتبط باقی میماند ایفا میکنند.
بخش زیادی از گفتگوی عمومی درباره اتوماسیون فرض میکند که انسانها و ماشینها در رقابت مستقیم هستند. بازارهای مالی چیز متفاوتی را نشان میدهند.
مؤثرترین عملیاتهای معاملاتی امروز به ندرت آنهایی هستند که صرفاً به شهود انسانی یا صرفاً به اتوماسیون متکی هستند. در عوض، نقاط قوت هر دو را ترکیب میکنند.
الگوریتمها سرعت، ثبات و مقیاسپذیری ارائه میدهند. انسانها زمینه، انطباقپذیری و قضاوت ارائه میدهند.
وقتی بازارها مطابق انتظار رفتار میکنند، سیستمهای خودکار میتوانند مقادیر زیادی از کار را با کارآمدی چشمگیری انجام دهند. وقتی بازارها به طور غیرمنتظره رفتار میکنند — که اغلب اتفاق میافتد — نظارت انسانی ضروری میشود. درک اینکه آیا یک رویداد بازار نشاندهنده یک ناهنجاری موقت یا یک تغییر اساسی است، نیاز به تفسیر دارد، نه فقط محاسبه.
این تعادل احتمالاً با ادامه تأثیر هوش مصنوعی بر بازارهای مالی اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. سیستمهای هوش مصنوعی ممکن است به طور فزایندهای در شناسایی الگوها و تولید بینش توانمند شوند، اما چالش تعیین اینکه کدام بینشها اهمیت دارند و چگونه باید اعمال شوند همچنان عمیقاً به تصمیمگیری انسانی مرتبط است.
بنابراین آینده معامله بعید است که کاملاً متعلق به انسانها یا کاملاً متعلق به ماشینها باشد. متعلق به کسانی خواهد بود که میدانند چگونه نقاط قوت هر دو را ترکیب کنند.
روایت محبوب پیرامون معاملات الگوریتمی فرض میکند که فناوری به تدریج معاملهگران را از بازار خارج میکند. آنچه در واقع اتفاق میافتد ظریفتر است — و میتوان گفت جالبتر.
الگوریتمها وظایفی را که شامل سرعت، تکرار، نظارت و ثبات هستند به عهده میگیرند زیرا این وظایف همیشه با قابلیتهای ماشین بیشتر از قابلیتهای انسانی همسو بودهاند. در عین حال، اهمیت قضاوت انسانی ناپدید نشده است. بلکه صرفاً به سمت حوزههایی که زمینه، انطباقپذیری و تفکر استراتژیک بیشترین اهمیت را دارند تغییر یافته است.
به جای بیربط کردن معاملهگران، معاملات الگوریتمی تعریف مجدد آنچه کار معاملاتی ارزشمند به نظر میرسد را اجبار کرده است. نقش در حال تکامل است، نه ناپدید شدن.
با نگاه از این زاویه، آینده معامله داستانی درباره شکست خوردن انسانها در برابر ماشینها نیست. داستانی درباره فناوری است که بخشهایی از معامله را که انسانها هرگز در آنها بهترین نبودند حذف میکند و فضای بیشتری برای بخشهایی که هستند ایجاد میکند.
Algorithmic Trading Isn't Replacing Traders : It's Eliminating the Parts Humans Were Never Best At در ابتدا در Coinmonks در Medium منتشر شد، جایی که مردم با برجسته کردن و پاسخ دادن به این داستان به گفتگو ادامه میدهند.


