سالهاست که دانشمندان در حال تحقیق درباره ارتباط احتمالی بین هوش ژنتیکی و گرایش سیاسی هستند، اما نتایج متناقض بودهاند. با این حال، یک محقق با گنجاندن طبقه اجتماعی در تحقیق، الگویی شگفتانگیز و منسجم یافته است: افراد باهوش اگر فقیر به دنیا آمده باشند، تمایل به چپگرایی اقتصادی دارند و اگر ثروتمند به دنیا آمده باشند، تمایل به راستگرایی اقتصادی دارند.
رافائل آلسکوگ، محقق گروه علوم سیاسی دانشگاه اوپسالا، در مجله روانشناسی سیاسی نوشت: «در این مطالعه، استدلال میکنم که این معما تنها از منظر تعامل ژن-محیط (GxE) قابل درک است. با تکیه بر نظریههای سنتی شکلگیری گرایشهای سیاسی، استدلال میکنم که ژنتیک مرتبط با عملکرد شناختی باید در صورت رشد در فقر نسبی، گرایشهای اقتصادی چپگرایانهتر، و در صورت رشد در رفاه، گرایشهای اقتصادی راستگرایانهتری ایجاد کند. با استفاده از تغییرات در شاخص چندژنی (PGI) عملکرد شناختی در میان جفتهای دوقلوی دوزیگوتی، همراه با دادههای ثبتی منحصربهفرد درباره شرایط اقتصادی دوقلوها، والدینشان و محله دوران کودکیشان، نشان میدهم که اثر علّی PGI بر محافظهکاری اقتصادی بهطور میانگین صفر است، اما در واقع بر اساس پسزمینه طبقاتی قابل توجه و دارای نشانههای متفاوت است.»
آلسکوگ افزود: «بنابراین دیدگاه GxE پیامدهای گستردهای برای تحقیقات آیندهای دارد که تلاش میکنند روشهای ژنتیکی را در روانشناسی سیاسی ادغام کنند.»
بهطور خلاصه، در حالی که هوش بر گرایشهای سیاسی فرد تأثیر میگذارد، افراد باهوش به سمت نتیجهگیریهایی گرایش پیدا میکنند که بیشترین فایده را برای طبقه خاص خودشان دارند، صرفنظر از محتوای ایدئولوژیک مشخص آن.
برای کشف این موضوع، آلسکوگ تصمیم گرفت نمونه بزرگی از دوقلوهای غیرهمسان متولد شده بین سالهای ۱۳۲۲ تا ۱۳۳۷ شمسی را که توسط ثبت دوقلوهای سوئد (Zagai و همکاران، ۲۰۱۹) مورد مطالعه قرار گرفته بودند، بررسی کند.
آلسکوگ افزود: «دوقلوها همچنین به منابع ثبتی غنی برای مواردی مانند تحصیل و درآمد، و همچنین به ثبت بیننسلی متصل شدهاند که امکان افزودن همان متغیرهای ثبتی برای والدین دوقلوها را فراهم میکند. یک مجموعه داده ثبت جمعیتی کامل جداگانه برای به دست آوردن اطلاعات درباره زمینه/محله [شاخص اجتماعی-اقتصادی] استفاده شده است.»
علیرغم پایه منبع قوی، این مطالعه بدون محدودیتهایی نیست.
کارینا پتروا از PsyPost در روز چهارشنبه گزارش داد: «پیشبین ژنتیکی یک اندازهگیری پر سر و صدا است که تنها بخشی از صفات واقعی قابل توارث برای عملکرد شناختی را ثبت میکند. مقایسه تفاوتهای ژنتیکی در میان جفتهای دوقلوی محلی این نویز اندازهگیری را بیشتر تقویت میکند. در نتیجه، اثرات گزارششده احتمالاً بسیار کوچکتر از تأثیر زیستشناختی واقعی هستند.»
پتروا افزود: «واقعیتهای جغرافیایی و تاریخی گروه پاسخدهندگان نیز اهمیت دارند. افراد این نمونه در سوئد در اواسط قرن بیستم بزرگ شدند، دورهای که با گسترش سریع دولت رفاه مدرن تعریف شد. سیاستهای مبتنی بر طبقه و جنبشهای کارگری در زندگی روزمره آنها بسیار برجسته بود.»
این اولین مطالعهای نیست که ارتباطی بین هوش و ایدئولوژی سیاسی را نشان میدهد. یک مطالعه در مجله Intelligence در ماه فوریه، ۷۰۰۰ دانشآموز پایه سوم را با تعیین ضریب هوشی آنها مورد مطالعه قرار داد، شش سال بعد با دانشآموزان دارای ضریب هوشی بالا و غیر بالا پیگیری کرد تا ضریب هوشی آنها را تأیید کند و سپس ۳۵ سال بعد دوباره این کار را برای ارزیابی دیدگاههای سیاسی آنها انجام داد. این مطالعه نشان داد که مردان غیر تیزهوش بیشتر از مردان تیزهوش محافظهکار هستند، در حالی که برای زنان هیچ تفاوتی بین گروههای ضریب هوشی و دیدگاههای سیاسی آنها وجود نداشت.
در همین راستا، یک مطالعه در ماه آوریل منتشر شده در مجله Personality and Social Psychology Bulletin نشان داد که در میان ۱۶۰۰ نفر که به صورت آنلاین قرار ملاقات میگذاشتند، لیبرالها به طور قابل توجه و نامتناسبی تمایل داشتند مردانی را که از نظریههای توطئه راستگرایانه درباره واکسنها و انکار انتخابات حمایت میکردند، کمهوشتر از کسانی که این کار را نمیکردند ارزیابی کنند. همچنین مشخص شد که لیبرالها محافظهکاران را با نرخهای بسیار بالاتری رد میکنند تا محافظهکاران لیبرالها را.
نویسندگان در نتیجهگیری خود نوشتند: «افشای باورهای توطئه در پروفایلهای دوستیابی آنلاین، تأثیرات گرما، هوش و قابل اعتماد بودن را تضعیف میکند که برای موفقیت در دوستیابی آنلاین مهم هستند. باورهای توطئه راستگرایانه به ویژه مورد انگ قرار گرفتند، با لیبرالهایی که در قضاوتهایشان سختگیرتر بودند و محافظهکارانی که تساهل بیشتری نشان دادند.»


